تلخ
تلخي رو دوست دارم.
درست مثل شوخي که يه دوست قديمي وقتي قراره آخرين باري باشه که مي بينيش. درست مثل شکلک
که برام شده مثله خنده تو. هموني که خودت گفتي وقتي مي خندي خيلي شبيه اش ميشي.اما خنده ات تلخ بود خيلي... بهت گفتم اما بازم
ديگه هر وقت
مي زنم ياد اون خنده مي افتم...
گارسون قهوه تلخ بي شير و شکر بعدش يه ليوان آب بدون مزه که شيرين تر از اون هيچي رو دوست ندارم.
درست مثل شوخي که يه دوست قديمي وقتي قراره آخرين باري باشه که مي بينيش. درست مثل شکلک
گارسون قهوه تلخ بي شير و شکر بعدش يه ليوان آب بدون مزه که شيرين تر از اون هيچي رو دوست ندارم.
پي نوشت:
مخاطب خاص نداشت!
پي نوشت 2:
تولدت مبارک!!! از خيلي وقت پيش انتظار تولدت رو مي کشيدم اما از روز تولدت تا به الان اينقدر حالم بد بود که ترسيدم به جاي تبريک تولد کارم به گله و شکايت برسه...
پي نوشت 3:
اگه بشه اسمش رو برگشت گذاشت، من برگشتم!!!
پي نوشت 4:
خيلي ها رفتن. خيلي ها ... شيرين اي کاش زودتر برگردي. دلم براي نوشته هات تنگ شده...
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 1:57 توسط كولوكيلا |
