تبليغاتX
مامور اعدام
مامور اعدام، تنها بيخيال دنياست كه از مردن افراد ككش هم نمي‌گزد....
مواظب خودت باش

نفس بکش، سرت را بالا بگیر و نگاهم کن...
قلبت تیر می‌کشد. خون توی رگهات منجمد می‌شود. خیره می‌شوی به حجم در هم برهمی که روبرویت بخواب رفته. بدن یخ زده. دستت را جلو می‌بری. با سرانگشتانت لمس می‌کنی پستی بلندی‌های مرگ را.
سینه‌ها شل و وا رفته، دیگر به سرخی قبل نیستند. دیگر رد دستهایت را بر خودشان نمی‌گیرند، دیگر همراهشان لبخندی نیست که با لب گزه‌ی همیشگی بازت دارد و حریص‌ترت کند. دست می‌کشی. برجستگی‌ها را خوب بیاد داری! انگشتان را سر می‌دهی‌ پائین، دیگر ماهیچه‌ها زیر دستت منقبض نمی‌شوند. مرگ اینجا هم آمده. نفس در سینه مانده، بیرون نمی‌آید. خودت را نمی‌بازی.  جلوتر می‌روی. از این بالا نگاهت می‌کنم. سرت را خم‌ می‌کنی. می‌بینم که چیزی از روی زمین بر می‌داری! حتما نامه‌ای است که برایت نوشته‌ام.  می‌چرخم تا خوب نگاهت کنم. چشمان پف‌ کرده‌ات قرمز شده. طاقت نگاهت را ندارم! وقت رفتن شده. تنهایت می‌گذارم و رویم را برمی‌گردانم. نامه را باز می‌کنی. صدای خنده‌ات اتاق را پر می‌کند. شکمت را گرفته‌ای و می‌خندی. اشک‌هایت زمین را خیس می‌کند. با خنده‌ات می‌خندم! دیوانه!!! من که چیزی ننوشته بودم فقط نوشته بودم:

مواظب خودت باش!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 0:26  توسط كولوكيلا | 
چواسه2
   یادمه یه پستی داشتم به اسم چواسه! چقد دلم برای یه چواسه‌ی دیگه تنگ شده!

  - همه چیز روبراهه!
  - ن اصلا گریه نکردم، حتی ۱ قطره!
  - بدون اینکه کسی بهم بگه یادم بود که گشنم‌ میشه ، باید غذا بخورم!
  - جلوی هیشکی تظاهر نمی‌کنم!
  - وقتی تنها می‌شم اصلا اشکام پائین نمیاد!
  - به هیچی فکر نمی‌کنم!
  - مدام با خودم تکرار نمی‌کنم که می‌خوام زندگی کنم!
  - احساس سبکی می‌کنم. اصلا چیزی رو قلبم سنگینی نمی‌کنه، تیر هم نمی‌کشه!
  - دور و برم همه ناراحتن!
  - اینقده راحت می‌خوابم که نگو! دیگه صبر نمی‌کنم که بی‌هوش بشم! اصلا از خواب نمی‌پرم ببینم که خبری شده یا نه! حتی 1 بار!!!
  - اصلا نمی‌خندم!
  - دوس ندارم حرف بزنم!
  - دوس ندارم کسی رو بغل کنم سر بذارم رو شونه‌هاش!
  ـ الان که جمله‌ی قبلی رو نوشتم اصلا اشک تو چشام جمع نشد!
  - وقتی به همه میگم تموم شد! همه باور می‌کنن! همه دلداریم می‌دن! هیچ کدوم نمی‌گن درست میشه که من با بغض نیگاشون کنم!
  - در به در دنبال 1 فرشته می‌گردم برای باقی عمر!
  - ناهار الان آماد‌ه‌اس! اینقده دوست دارم برم بخورم!
  - دیگه وقتی بقیه‌ حواسشون نیست آه نمی‌کشم!
  -...

پی‌نوشت:برگشتم!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 13:34  توسط كولوكيلا |